تبليغاتX
شـــــبـــــانـــــه
جمعه نوزدهم آبان 1385
رفــــــــــتم

این

 

 وبلاگ

 

به

 

وبلاگ

 

زیر

 

 اینتقال

 

 

 یافت

 

http://shabesharab.parsiblog.com/

نوشته شده توسط شیانه در 14:0 | | لینک به این مطلب
جمعه دوازدهم آبان 1385
معشوق

پرسید ز من یکی که معشوق تو کیست؟

گفتم که فلانی ست مقصود تو چیست؟

بنشست و به های های بر من بگریست

کز دست چنین کسی تو چون خواهی زیست

ابوسعیدابوالخیر

نوشته شده توسط شیانه در 22:38 | | لینک به این مطلب
سه شنبه نهم آبان 1385
یار جفاکار

یا رب تو یکی یارجفا کارش ده

یک دلبربد خوی جگرخوارش ده

تا بشناسد که عاشقان درچه غم اند

عشق ده و شوقش ده و بسیارش ده

 

مولاناجلال الدین محمد رومی بلخی

 

نوشته شده توسط شیانه در 21:42 | | لینک به این مطلب
یکشنبه سی ام مهر 1385
شبانه 5

چشمه خشک نیست

از زلا لی

آب دیده نمی شود

با سنگریزه ای

آب را ببین

نوشته شده توسط شیانه در 0:34 | | لینک به این مطلب
شنبه بیست و دوم مهر 1385
شبانه 4

یک حقیقت و یک تجربه

 

عرفان به معنای شناختن است . شناختن هرچه شناختنی است .

شناختن خود و شناختن راه درست زندگی . به نظر من آنچه خیلی مهم است که ما بدانیم از راه درست زندگی که در عرفان شرق و غرب و حتی امریکای لاتین مفصلا در مورد آن بحث شده است حضرت حافظ در این بیت شعر خلاصه فرموده اند که :

 

در خلاف آمد عادت بطلب کام که من

کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم

 

ترک عادت یعنی ترک تمام آنچه ما به آن گرفتار و اسیریم در رفتار کردار و گفتار ، حتی عادات ثانویه مثل کشیدن سیگار . وقتی چرخ گردون به مراد ما نمی گردد ، شرایط و آدمها با ما سر ناسازگاری و ستیز دارند . امکان ندارد که انسانی بتواند شرایط و انسانهای دیگر را تغییر دهد . این امری محال و نشدنی است . ( که حتما هم بارها و بارها این راه را امتحان کرده ایم و به نتیجه نرسیده ایم و چه بسا اوضاع را نا به سامان تر و بدتر هم کرده باشیم ) . پس راه چیست ؟؟

همانی است که حضرت حافظ فرموده اند . یعنی این که ما باید خودمان را تغییر دهیم . این کاری است که میتوانیم و از عهده ما بر می آید . وقتی خودرا تغییر دادیم شرایط و آدمهای پیرامون ما هم از روی طبع و طبیعتا تغییر میکنند و این چیزی است که میتواند مارا کامیاب کند . رسیدن به هدف با ترک عادات .

در بعضی از قبایل سرخپوست بعد از این که به مصیبتی گرفتار میشوند اسم خودرا عوض میکنند و معتقدند با این کار از  نیروهای منفی که به خاطر نام بردن اسمشان بر آنها سرازیر میشود ، جلوگیری به عمل می آورند که البته این تفکر ، تفکری موهوم نیست بلکه پایه واساس علمی دارد . یعنی به زبان آوردن هر کلمه ، آوا و انرژی مخصوص به خودرا منتشر میکند .

به نظر من حتی فلسفه روزه گرفتن هم همین است . یعنی ترک یک عادت مهم زندگی . ( نه ثانویه ) بلکه غریزی . یعنی شما با روزه گرفتن در خودتان یک تغییر بزرگ ایجاد کرده اید که این تغییر باعث تغییر در اطراف و شرایط پیرامون شما میشود .

 

یک بار امتحان کنــــــید

 

کامیاب باشید

 

 

 

شبـــــــانه

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط شیانه در 15:10 | | لینک به این مطلب
دوشنبه هفدهم مهر 1385
شبانه 3

قومی متفکرند اندر ره دین

قومی به گمان فتاده در راه یقین

می ترسم از آن که بانگ آید روزی

کی بی خبران راه نه آن است و نه این

نوشته شده توسط شیانه در 4:29 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه پنجم مهر 1385
شبانه 2

دیشب به در خانه او رفتم مست

آهسته به در زدم گمان بردم هست

آورد سر از پنجره همسایه و گفت

او ماه عسل رفته.سپس پنجره بست

نوشته شده توسط شیانه در 0:19 | | لینک به این مطلب
سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385
رنگ مو

من موی خویش نه ازآن می کنم سیاه

تا باز نوجوان شوم ونو کنم گناه

چون جامه ها به وقت مصیبت سیه کنند

من موی از مصیبت پیری کنم سیاه

                                                رودکی   

                          

نوشته شده توسط شیانه در 0:54 | | لینک به این مطلب
جمعه بیست و چهارم شهریور 1385
شبانه 1

آن کس که می گوید

برای تو می میرم

دروغی بزرگ گفته است

حقیقت را کسی می گوید

که برای تو

زندگی می کند

                                                         شبانه

 

نوشته شده توسط شیانه در 3:47 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385
سیاه

میزی برای کار

کاری برای تخت

تختی برای خواب

خوابی برای جان

جانی برای مرگ

مرگی برای سنگ

سنگی برای یاد    

 این بود زندگی ؟؟

                   (( حسین پناهی ))

نوشته شده توسط شیانه در 4:47 | | لینک به این مطلب
جمعه هفدهم شهریور 1385
خاکستری

زندگی به امواج دریا ماننده است

چیزی به ساحل می برد و

چیزی دیگر را می شوید

چون به سر کشی افتد

انبوه ماسه ها را با خود می برد

اما تواند بود

که تخته پاره ای نیز با خود به ساحل آرد

تا . کسی بام کلبه اش را

بدان بپوشاند

 

مارگوت بیکل   

 

نوشته شده توسط شیانه در 20:7 | | لینک به این مطلب
یکشنبه دوازدهم شهریور 1385
وطن

موطن آدمی را برهیچ نقشه ای نشانی نیست

موطن آدمی تنها درقلب کسانی ست که

دوستش می دارند 

نوشته شده توسط شیانه در 3:53 | | لینک به این مطلب
جمعه دهم شهریور 1385
عشق

دوستی را گفتم اینک عمر شد.گفت ای عجب

طرفه میدارم که بی دلدار چون بردی به سر؟

گفت سعدی!صبر کن. یا سیم و زر ده. یا گریز

عشق را یا مال باید. یا صبوری. یا سفر

 

 

 

 

نوشته شده توسط شیانه در 4:48 | | لینک به این مطلب
سه شنبه هفتم شهریور 1385
هرگاه انسان در گذشته ی خویش کاوش کند چندان ماده کشف میکند که بتواند از آن زندگی هایی کاملا متفاوت به وجود آورد

روزی فرا خواهد رسید که سهواً یا عمداً فقط یکی از این زندگی ها تا آخر ادامه پیدا میکند

عیبش این است که آن زندگی های دیگر . زندگی های ممکن پاک از میان نمی رود

نوشته شده توسط شیانه در 2:28 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه یکم شهریور 1385

هرچه گفتیم جز حکایت دوست    در همه عمر از آن پشیمانیم 

نوشته شده توسط شیانه در 3:10 | | لینک به این مطلب